|
|
|
||||
|
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
+
نوشته شده در جمعه چهارم دی 1388ساعت 14:59 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 15:15 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 17:35 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
زهراجون وعلی کوچولو زهرا که هروقت منو میبینه میپرسه چرا؟ در ضمن یه نسبت دوری هم با پلنگ صورتی داره از بس صورتی میپوشه تازگیها هم به سن تکلیف رسیده اون با اینکه ماه رمضون امسال مکلف نبود دوازده تا روزه شو گرفت من که بهش افتخار میکنم
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 15:41 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
کامل کارتونشو ندیدم اما از گربه ش خیلی خوشم میاد اصولا گربه های اکثر کارتونها منو جذب میکنه از گربه نره و ... گرفته تا گار فیلد
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 16:15 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 19:40 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
این کارتونو خیلی دوست داشتم حتی تو خیالم با شخصیتهاش زندگی میکردم یادم میاد اون موقع ها یه تراش برفی از خاله ام که به اردو رفته بود سوغاتی گرفتم عروسکهای پسر شجاع وخانوم کوچولو توش بود چقدر باهاش کیف میکردم حتی بعد از اینکه شکست عروسکهاشو نگه داشته بودم و باهاشون بازی میکردم به هرحال یاد اون روزها بخیر
+
نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 13:14 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 19:24 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:47 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:39 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:25 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
برادر زاده مه خیلی دوستش دارم بیشتر وقتا بادی به غبغبش میندازه که آدم فکر میکنه امپراطوره برای این بهش میگیم آمنهوتب چهارم چون بعد از پدربزرگم و... چهارمین نسل خاندانه
+
نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 17:47 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نازنین کوچولو ماشالله یه دختر شیطون و پر توقعه عاشق بیرون رفتنه عشق منه من که بهش میگه بنر(سنجاب کوچولو) آخه انگشتای دستش مثل انگشتای دست بنره دقت کنید:
+
نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 17:37 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 16:1 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
قدما نقل میکنند که وقتی در این سن وسال به سر می بردم به قدری جسور وبی باک بودم که هیچ چیزجلودارم نبوده الاجناب شخص شخیص بادمجان برای همین هم از این موجود فوق العاده ترسناک برای مهار کنجکاویهای بی حد وحصر اینجانب استفاده میشد که البته با هوش وذکاوت فراوان بنده چندین بار این توطئه خنثی شده بوده است
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 21:29 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نوه خاله مه اولها اینقدر مظلوم بود که حتی برا شیر خوردن هم گریه نمیکرد اما حالا به لطف ضربه فنی های گاه بیگاهی که از جانب خواهرش میشه یه صدایی برا خودش دست وپا کرده که نگو
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 23:49 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 12:31 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بقول خودش:علی عشقه یه بچه شیطون وناز یه عالمه ماشین فرسوده از داداشش به اون به ارث رسیده باهم عین کارد وپنیرند بخصوص از ساعت ۲ تا ۵ بعداز ظهر روزی چند بار هم با هم برخورد فیزیکی مسالمت آمیز دارند
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 12:28 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 20:10 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 19:54 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 18:51 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 18:3 توسط ممول
|
|
|||||
|
|||||